بابا صفرى
374
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )
در آن عهد تجار زيادى از اردبيل و تبريز در بادكوبه تجارتخانه داشتند ولى تجارت كالا نمىكردند بلكه با آن عنوان كار صرافى و حواله انجام ميدادند . بدينمعنى آندسته از بيكاران آذربايجان كه براى كار بقفقاز ميرفتند ، غالبا اجرت خود را ، پس از دريافت از كارفرما ، بدانها مىسپردند و يا بوسيلهء آنها براى خانوادههاى خود ميفرستادند . آقا حبيب الهى در دنبالهء مطالب فوق با اشاره بتعديات آنها مىنويسد : « در مواقع مقتضى از مظالم بعضى از تجار اردبيلى و يا تبريزى ، بشاگرد تاجرها و كارگران ، كه در معدنهاى نفت بادكوبه كار ميكردند و اكثرا جانشان را از دست ميدادند ، دريغ و تأسف خورده بما تذكر ميداد و ( ما ) بتجار و آنهائيكه دستمزد و حاصل دسترنج آنانرا به هيچ و پوچ از دست تاولزدهشان مىچاپيدند لعنت فرستاده به نظر نفرت و جنايت به آنها نگاه مينموديم . تا اينكه رفتهرفته واسطهها و دلالان و تجار ذينفع تا اندازهاى از افكار و عقايد ما مطلع شدند . زيرا تاجر شاگردان و رفقاى ما زيردستهاى آن تجار چپاول و غارتگر بودند و افكار و روش آنان در عدم سود و چپاولشان بىتأثير نبود . ( لذا ) ايشان هم در مقابل ما بيكار ننشسته بر ضد و عليه ما صف بستند و درصدد جلوگيرى از اجتماع و تفريحات سالم ما برآمدند و شروع به شرابپاشىها نمودند كه اى واى حاج بيوك آقا بلشويك شده و چكمه پوشيده و عدهاى جوانان بىتجربه و سادهدل را دور خود جمع نموده و به آنها تعليمات نظامى ميدهد و افكار پليد خود را به آنان تزريق مينمايد و قس عليهذا » . بقراريكه ارباب اطلاع ميگويند كارگرهاى قديم قفقاز چكمه ميپوشيدند و چون بيشتر آنها در انقلاب اكتبر 1917 روسيه در صف انقلابيون درآمدند لذا چكمهپوشى در بادكوبه نوعى علامت انقلابى يا باصطلاح آن روز بلشويكى شد و كسانى كه چكمه به پا ميكردند جزو آندسته بشمار ميآمدند . نويسندهء نقد در اينجا اشاره مىكند كه : « مخفى نماند موقعى كه به اطراف براى پيادهروى ميرفتيم حاجى چكمه ميپوشيد و بعدا بعضى از ماها هم چكمهپوش شدند . اين چكمهپوشى واهبزاده در مسلك تجار نبود . . . و بدينواسطه چكمهپوشى عنوان بزرگى بر عليه او شد . حتى خبرى از اردبيل بما رسيد كه گردش دستهجمعى ما و چكمهء ايشان در مجلس روضهخوانى يكى از اعيان